خرید بک لینک

درباره سایت

44.

آخرین مطالب

امکانات وب

پروژه رو شروع کردم، از صبح درگیرشم... هی خطا هی دوباره سعی میکنم... این آخر وقتی به جای خوبی رسیدم نسبتا!

به خونه فکر میکنم... به خونه ای که شوق رفتنم بهش، با سبک حرف زدن “او” هی کم و کمتر میشه...

شاید باهاش بد صحبت کردم دیروز... اما اون هر روز بد صحبت میکنه... هر روز سلام نمیکنه و صبر منم تو بعضی روزا وحشتناک تموم میشه...!

من اما قرار بود قوی باشم! : )

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

بازم نفر اولم که میرسم سر کلاس! اما یواش یواش بچه ها اومدن و برای جلوگیری از حرف زدنشون با من بهتره که مشغول اینجا باشم! تولدم گذشت و الان یک عدد ۲۸ ساله خوشگل و پوست انداخته ی تر و تمیز رو در صحنه دا

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

ظرفا رو میچینم تو ماشین و آشپزخونه رو مرتب میکنم... عود رو روشن میکنم، چای میریزم و کتاب رو بر میدارم و میشینم رو مبل... اینا بهترین لحظه های عمر منه، لحظه هایی که هرشب و هرشب داریم تکرارش میکنیم... ب

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

اینقدر حس میکنم تو این چاردیواری کوچولومون خوشبختم که کسی نمیتونه اینقدر خوشبخت باشه!

با نرگسای روی میز ... درخت نارنگی تو خونه مون... امتحانای تموم شده... و یه نفر که بخاطرت از خیلی چیزا گذشته!

دوست دارم خل ترین شوهر دنیا!

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

مشکلی که تو کار داشتم و ۳-۴ روز بود رسما عصبیم کرده بود برطرف شد! با ی سعی و خطای خیلی ساده و مسخره... دارم به این فکر میکنم چقدر از مشکلات زندگی اینقدر ساده حل میشن اما ما دنبال راه های پیچیده هستیم

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

نشسته م تو مطب دکتر و منتظر! همیشه فکر میکردم بیماری و ... برام مهم نیست... دیشب راجع به مشکلم یه سرچی زدم!!! فقط به این فک کردم که اصلا حوصله دوا و درمون ندارم... واقعا حوصله بیمارستان و ... ندارم...

سر درد... داره میکشه منو.... این میگرن لعنتی!

الانم که این مشکل جدید... چقدر خسته م... از مهمون بازی های ادامه دار... از حرفای منظور دار... زندگییه تنم گشاد شده... رسما حوصله هیچی رو ندارم!

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

توده! این از اون کلماتیه که شنیدنش برا هرکسی ناگواره اما برا من خنده دار! هرچی او میگفت باید بری دکتر من پشت گوش مینداختم تا اینکه دیشب قبل دوش گرفتن، ی دست کشیدم روی اون گردالی کوچیک و دیدم نه بابا و

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

نشستم و حساب میکنم... هرطورم بگیریش باز ۱۰ روز قهر برای جر و بحث زن و شوهر زیاده!

اصلا براش مهم نیست، مریضیم... دردام... پرانول هر روزه ام... اصلا براش مهم نیست تشویش و اضطراب درونی م... براش هیچی مهم نیست... هیچ وقت نمی فهمه... همش یاد اون جمله ورونیکا تو کتاب درک یک پایان میفتم... تو هیچ وقت نفهمیدی تونی...!

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 0:22

صفحه بندی